آموزش شکست خوردن به کودکان

5
458
مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه

آموزش از شکست خوردن به کودکان، از الزامات زندگی سالم و جزو مهارت های اجتماعی است که باید به آنها آموخت. شکست خوردن تجربه­ی ناخوشایندی است که محدود به هیچ سنی نمی­شود ولی از آنجا که کودکان در این وادی کم تجربه­تر و ضعیف می باشند و در عین حال دارای روحیه لطیف­تری می باشند، ممکن است زودتر ناامید شده و عرصه را خالی کنند.

هیچ پدر و مادری دوست ندارد که شکست و ناکامی فرزند خود را ببیند. تماشای فرزندی که در تلفظ کلمه­ای ساده اشتباه می­کند، یا توپ را در بازی فوتبال از دست می­دهد و یا برای نقشی در یک نمایش انتخاب نمی­شود، برای والدین بسیار دردناک است. “حس شکست” همچنین می تواند در خردسالان نیز رخ دهد، بدین صورت که از طرف دوستش برای کنار هم نشستن در زمان ناهار انتخاب نشود، به عنوان مبصر و یا همیار برگزیده نگردد، یا فقط این جمله که “این لباس یا کلاه اندازه­ات نیست”.

شاید کودکان تا پیش از سن دبستان، به معنای واقعی کلمه، شکست را تجربه نمی­کنند و بعد از ناکامی مجدداً تلاش می­کنند و هیجانات ناشی از شکست مانع آنها نمی­شود؛ ولی در محدوده سنی دبستان، شکست و احساسات منفی­اش معنا پیدا می­کنند.

با این وجود، شکست می تواند به تجربه­ی یادگیری­ای تبدیل شود که در واقع توانایی کودک را برای موفقیت در آینده بهبود می­بخشد. هنری فورد در این خصوص می­گوید:«شکست تنها فرصت برای شروع دوباره­ی هوشمندانه تر است». البته گفتن این جمله راحت است؛ ولی در مقام عمل بسیاری از خود ما بزرگترها نیز دست از تلاش برمی­داریم و تمایلی به تکرار تجربه نداریم.

پسری در کنار پدر در حال صحبت است. پسر در خود فرو رفته و به چیزی فکر می کند. آموزش شکست خوردن را باید به کودکان در زمان بروز آن اتفاق انجام داد.
teach kids failure

باید قبول کرد که شکست بخشی طبیعی از زندگی و در حقیقت آموزش انسان است، و در عین حال می­تواند احساسات دردناکی مانند خشم، غم و اندوه، سرخوردگی یا عزت نفس پایین را در یک کودک و یا بزرگسال ایجاد کند. شاید آن چیزی که کودک در این احساسات تجربه می کند، به سن و بلوغ او بستگی داشته باشد، ولی با این حال، او می­تواند آموزش ببیند که چگونه احساسات را به شیوه­ای مثبت شناسایی کرده و با آن کنار بیاید.

چه چیزی می تواند کودک شما را از شکست نجات دهد؟

همانگونه که ملاحظه می فرمائید، خودمان هم به عنوان بزرگسالان و والدین می بایست بطور واقعی به آموزش از شکست های خود بیاندیشیم؛ به افکار، احساسات و واکنشهایی که از خود بروز می دهیم. لذا جدای از این که کودکان باید تحت آموزش­هایی قرار بگیرند که چطور با شکست و احساساتشان کنار بیایند، والدین نیز می­بایست رفتارهای خود را مدیریت کنند و در این زمینه آموزش ببینند.

برای مثال:

  • هنگامی که یک کودک نو پا، با برداشتن چند قدم نخستین، کلام شاد و مشوق مادرش و یک آغوش کشیدن دلپذیر را پاداش می­گیرد، می آموزد که هدف­گذاری کند؛ و آن فعالیت را تکرار کند تا مادرش را خیلی خوشحال نماید و پاسخ مشابهی را از مادر دریافت کند. تشویق و تعریف کردن، ابزار بسیار قدرتمند و مؤثری برای تمام سنین است. از تشویق برای همه­ی سنین استفاده کنید.
  • باید در نظر داشت که مسیر مخالف آیتم بالا هم صادق است. یعنی لازم است که رفتارهای والدین بعد از شکست هم مدیریت شوند. سرزنش، تحقیر، بازخواست و هرگونه برخورد تند و منفی و گاهی حتی نگاهی سرد سبب می­شود که او از شکست ترسیده و یا دلسرد شود و ترجیح دهد که برای انجام درست آن فعالیت و حتی سایر کارها تلاش نکند.
  • هشدار دادن و توضیح عواقب پیش از انجام هر کار، فرایندی صحیح است، ولی خط و نشان کشیدن سبب افزایش ترس و اضطراب در انجام کار و وحشت از شکست می­شود.
  • نکته­ی دیگر آن که والدین نباید هویت خود را با کودکان پیوند بزنند. یعنی اینکه بعضی از والدین با تعریف و تمجید از کودک و خصوصیات او در جمع دوستان و فامیل، به طریقی خود را مطرح می­سازند. اینچنین، ممکن است که از شکست او دچار وحشت شوند. نتیجه­ی این کار واکنش­های تندتر والدین به شکست­های کودک می­باشد که در نهایت فرزند آنها متضرر خواهد بود.
  • داستان زندگی افراد موفق را بخوانید تا از شکست­های آنها و نحوه­ی برخوردشان با ناکامی­هایشان مطلع شوید. اینچنین است که از شکست فرزندانتان وحشت نکرده و اعتمادتان را از دست نخواهید داد. فرزندتان نیز خواهد دانست که تجربه­ی شکست برای رسیدن به موفقیت لازم و ضروری است.
  • و مهم­تر از همه، فرزندان ما می­بینند که ما چگونه با شکست مواجه می­شویم و یا با آن برخورد می­کنیم و این بر نحوه­ی واکنش آنها بسیار مؤثر می­باشد. آن زمان که ارتقاء دلخواهمان مورد پذیرش قرار نمی­گیرد، و یا زمانی که از معلم یا مربی کودک به خاطر کاری (یا انجام ندادن کاری) ناراحت می­شویم، اگر خشمگین شویم، آنها آن را یاد می­گیرند و وقتی که با شکست­های خود مواجه می­شوند، همان رفتار را بروز می­دهند.
  • بیان اینکه ما نیز در گذشته شکست را تجربه کرده­ایم و چگونه برای آن راهکاری یافته­ایم برای یادگیری فرزندمان بسیار مؤثر است. اینچنین، فرزندمان از خود انتظار ندارد که عملکردی بدون عیب داشته باشد و گرفتار اضطراب از شکست نمی­شود، بلکه یاد می­گیرد که مهمتر از شکست، یافتن راه حل است.

باید در نظر داشت که در بررسی دلایل شکست، نحوه برداشت افراد می­تواند در تمایل آنها به تلاش مجدد بسیار تأثیرگذار باشد. روانشناسی به نام سلیگمن در مطالعات خود دریافت که اگر افراد دلایل شکست خود را مواردی موقت و بیرونی بدانند، نسبت به کسانی که موارد ثابت و درونی را مؤثر می دانند، احتمال بیشتری دارد که به تلاش دوباره و نیل به موفقیت دست بزنند. بگذارید مثالی بزنم. اگر فرزند شما در مسابقه دو میدانی نتوانست مقامی بیاورد و علت آن را مثلاً خوردن خوراکی قبل از مسابقه بداند که باعث تشنگی و کم توانی او شده است، به دلایلی موقت و بیرونی اشاره داشته است. ولی اگر آن را به ضعف دایمی ماهیچه های پا و بی استعدادی خود در نظر بگیرد به دلایلی دائمی و درونی اشاره می­کند. شاید بیرونی یا درونی بودن دلیل شکست به اندازه موقت یا دائمی بودن آن اهمیت نداشته باشد. زیرا دائمی در نظر گرفتن علت شکست سبب می­شود که برای تلاش مجدد تمایل کمتری به وجود آید. لذا فرزندان ما باید خوش بین بودن را یاد بگیرند و شکست خود را به خصوصیات شخصی ربط ندهند.

شکست فرزندتان را به یک درس برای موفقیت تبدیل کنید

و اما با فرزند خود چه باید بکنیم؟

  • پذیرش هیجانات: او حق دارد که ناراحت شود و حتی گریه کند، حتی اگر پسر باشد. مسخره کردن و یا کوچک کردن آن واقعه برای آرام سازی کودک امری نادرست است.
  • به کودک خود کمک کنید تا احساسات خود را شناسایی کند و آنها را به روش قابل قبولی بیان کند. ممکن است حتی خود ما بزرگسالان نتوانیم احساس خود را در آن لحظه درست شناسایی و بیان کنیم. اینکه عصبانی هستیم و یا ناراحت.
  • باید آرام سازی خود را باید هم بیاموزیم و به آنها نیز آموزش دهیم. اگر سانسور هیجانات منفی و یا گذر بسیار سریع از آن ها اتفاق بیافتد، به احتمال زیاد فرزند شما توانایی آرام سازی خود را پیدا نخواهد کرد. لذا هنگامی که فرزند شما در کلاس درس و یا مثلاً در زمین بازی موفق نبود، والدین و یا هر بزرگتر بالغی که برای آن موضوع به عنوان مراقب در کنار کودک است باید به آنها برای گذر از این احساسات کمک کنند تا به خود و دیگران آسیبی نزنند.
  • به او فرصت دهید تا درباره این صحبت کند که چرا کارها به همان شیوه­ای که او می­خواست یا انتظار می­رفت، پیش نرفت. حتی کم سن و سال­ها می­توانند احساسات خود را بیان کنند، و یکی از بهترین کارهایی که والدین می­توانند انجام دهند، گوش دادن است. فرزند شما ممکن است درباره ماجرا از دیدگاه­هایی حرف بزند که شما از آن آگاهی ندارید.
  • همچون خودمان، کودکان نیز از طریق شکست خوردن می­توانند بیشتر در مورد حل مسئله یاد بگیرند. والدین باید به آنها کمک کنند تا بفهمند که چه کاری را نادرست انجام دادند و چگونه می­توانند از وقوع مجدد آن جلوگیری کنند. اگر سن و سال کودک به اندازه کافی باشد، از او بپرسید که فکر می­کند که چرا در آن اتفاق یا آزمون شکست خورده است یا مثلاً توپ را نتوانتسته که بگیرد. دیدگاه او به این مسئله ممکن است شما را متعجب کند.
  • با وجود اینکه می­دانیم چشیدن طعم شکست برای رشد ما ضروری است، ولی نباید والدین عمداً فرزند خود را به سمت شکست نیل دهند. فعالیت­هایی را فراهم سازید که مناسب سن و مطابق با علایق و مهارت­های فرزندتان هستند. اغلب والدین دارای انتظارات بیش از حد توان یک کودک و در سنین کمتر از سن مورد نیاز آن فعالیت هستند. واقعاً اشکالی ندارد که کودک شما در ۴ سالگی قادر به ضربه زدن به توپ نمی باشد. آرام باشید!!

در عین حال نباید او را دست کم بگیرید. یعنی اینکه والدین نباید در تعریف فعالیت­ها و امور، آن را کمتر از توانایی­های کودکش در نظر بگیرد تا با این کار مثلاً از احتمال شکست خوردن بکاهد. این رفتار سبب کاهش اعتماد به نفس او می­شود و همچنین در زمان­هایی که انتظارات از کودک بیش از توانایی او می­گردد، احتمال شکست او بیشتر می­گردد.

  • اجازه دهید فرزند شما بداند که برنده شدن مهمترین مسئله­ی دنیا نیست. همان مقدار تعریف و تمجیدی که شما از تلاش و نگرش منتهی به موفقیت و برنده بودن خود می­کنید، همان مقدار برای فرزندتان کلام، احساس و توجه خرج کنید.
  • با فرزند خود در مورد نقاط قوت و صفات مثبتش صحبت کنید. مکالمات مانند این می­تواند به ایجاد اعتماد به نفس، حتی در یک کودک بسیار کم سن و سال کمک کند. در حقیقت شما در حال تشویق او می­باشید.
  • انتظارات خود را برای فرزندتان منطقی و واقع بینانه تنظیم کنید. انتظار نداشته باشید که کودک هشت ساله تان بعد از دو روز تمرین، یک قطعه پیانو از آثار بتهوون را بنوازد، فقط به این خاطر که خواهر او می­تواند.
  • به یاد داشته باشید که چگونگی واکنش شما به شکست در زندگی تان زیر نظر فرزند شما است. اشکالی ندارد که تجربه ناامیدی خود را با او به اشتراک بگذارید و بدانید که مهم است که آنها چگونگی یادگیری تان از مطالب و تجربیاتتان را بیاموزند.
  • اجازه دهید فرزند شما بداند که چه پیروز شود و چه ببازد، شما او را دوست دارید. یک آغوش جانانه و یک کلام تشویق کننده می­تواند در زمانی که او در فعالیتی با شکست مواجه می­شود و یا هنگام زمین خوردن حین دوچرخه سواری احساس درد را آسان تر کند.

به یاد داشته باشید که همه­ی ما بالاخره یک موقعی، شکست می­خوریم. اگر ما یاد بگیریم که چگونه از اشتباهات خود نترسیم و دوباره تلاش کنیم، کودکان نیز می­توانند ببینند و یاد بگیرند که شکست یک فرصت است. بچه­های ما، مفاهیمی چون صبر، استقامت، و احساس افتخار از نتیجه کارش را از طریق تلاش و شکست، و سپس تلاش دوباره و در نهایت موفقیت یاد می­گیرند. پس در ابتدا می بایست خودمان آموزش از شکست را بیاموزیم و سپس آموزش شکست خوردن به کودکان را در دستور کار خود قرار دهیم،.

منابع:

  1. http://akharinkhabar.ir/girly/1659889 
  2. https://www.verywellfamily.com/when-kids-fail-616954

5 دیدگاه‌ها

  1. از شما بابت مقالات خوبتون واقعا ممنونم
    باید بطور مرتب پیگیری کنم سایت خوبتون رو
    خیلی موارد رو یادآوری می کنه برام

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید