اندکی صبرخزان در راه است

0
35
مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه

مجله روزهای طلایی استان البرز
نویسنده:معصومه الیکا

پاییز،بانویی است باگیسوان طلایی که هرروز و هرشب دامن نارنجی اش می تکاند برزمین تشنه باران میبارد عشق میبارد و عشق..
گاه طعم گس خرمالو را
باشیرینی انار در هم امیزم
و گاه لذت نیمکت نشینی های عصرانه را با اندوه دوری وتلخی صبوری..
راستی!
بهار،معشوقه ی صبورِ پاییزاست
نگاهت را به نگاه ردپای پاییز دوخته ای؟
مجالی نیست باید رنگهارا مهمان برگها کرد بارقص نسیم باشوق کلاغ های جالیز ای خش خش برگ برگ پاییز!بیا فصل فصل قصه پاییز را ورق میزدم
گرچه فصل پاییز را برای دل خودم آرام تر ازفصلهای دیگر ورق میزدم تمامی رنگها را بخاطر میسپارم که عشق لابلای همین رنگها زیباست
پاییز ،فصلی است که بارنگهای زیبایش می آموزد
تغییرمیتواند زیباباشد
فصلی در راه است
بااشکهایی که هنوز برگونه ی خیابان نیافتاده خشک میشوند وعشق پنهانی ترین رازِ پاییز است…

برای خواندن ادامه داستان به مجله صفحه ۲۲ مراجعه کنید

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید