جنگ قدرت با کودکان را چگونه متوقف کنیم؟

2
292
مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه

کشمکش و جنگ قدرت با کودکان زمانی اتفاق می افتد که کودک از انجام کاری امتناع ورزد و والدینش اصرار دارند که “همین الان این کار را انجام بده”. یک گفتگوی شوخ می تواند به نبرد اراده ها تبدیل شود که در آن والدین می گویند “بله”، و کودک می گوید “نه”. هرچه این بحث کردن ها طولانی تر شود، جلب رضایت و فرمان برداری کودک سخت تر می شود. مراحلی وجود دارد که والدین می توانند برای بازیابی و تحت کنترل درآوردن مجدد شرایط و پایان دادن به جنگ قدرت از آنها بهره ببرند.

مشکلات مربوط به قدرت نمایی ها:

در جنگ و قدرت نمایی ها چند مشکل وجود دارد. مشکل اول این است که هرچه بیشتر بحث می کنید یا سعی می کنید کودک را وادار به انجام کاری کنید، غالباً احساسات بیشتر شعله ور می شوند. هنگامی که شما و فرزندتان ناامید و عصبانی هستید، به احتمال زیاد قادر به انجام کاری نیستید.

هنگامی که بچه ها می توانند شما را درگیر یک مبارزه قدرت کنند، اغلب وظیفه مورد انتظار از آنها با تأخیر انجام می گیرد. به عنوان مثال، اگر به فرزند خود بگویید که اتاق خود را تمیز کند و او با شما مشاجره می کند، هرچه او بیشتر استدلال نماید، بیشتر وقت خود را تلف می کند تا اتاق خود را تمیز نکند. بعضی اوقات بچه ها در تلاش برای رهایی از انجام کارها، از فشار دادن دکمه های حساسیت والدین خود لذت می برند.

پسری با دستهای به سینه، آماده شروع جنگ قدرت
power Struggles

سرانجام، وقتی بزرگسالان وارد جنگ قدرت با کودکان می شوند، دیگر هدف پیروزی است. برنده شدن یعنی وادار شدن بچه به انجام کاری که نمی خواهد انجام دهد. بعضی اوقات هرچه والدین ناامید تر شوند که کودک را وادار به پیروی کنند، کودک مقاوم تر می شود. وقتی کودکان مجبور می شوند کاری را انجام دهند که نمی خواهند، آنها بیشتر به جای یادگیری یک درس، بیشتر روی عصبانیت خود نسبت به والدین تمرکز می کنند.

نبردهای خود را انتخاب کنید

در نظر بگیرید که باید به فرزندتان اجازه دهید تا با عواقب طبیعی کار خود روبرو شود. بعضی اوقات، کنار نشستن و اجازه دادن به طبیعت و زندگی برای برگزاری دوره آموزشی خود، بهترین کاری است که می توانید انجام دهید.

به عنوان مثال، اگر فرزند ۱۰ ساله شما، قبل از رفتن برای بازی به خارج از خانه، از پوشیدن کت خود امتناع می کند، شاید ارزش بحث کردن را نداشته باشد. بجز در مواردی که هوا به شدت سرد و برای سلامتی اش خطرناک باشد، به او اجازه دهید بدون ژاکت بیرون برود و پیامد طبیعی این است که او سرما خواهد خورد.

همراه شوید:

این اولین قدم برای برداشتن جنگ ها و قدرت نمایی همراه شدن با کودک است. به عبارت دیگر، آن طرف طناب را برندارید که بکشید. به عنوان مثال، مادری به  فرزند دو ساله اش می گوید: “نمی خواهی بخوابی؟” و کودک می گوید: “نه!!”. مادر به او می گوید “دوست داری در کنار هم برویم به تختخواب و یا اینکه بغلت کنم؟”. مادر با همراه شدن با کودک، از آن نه او که می توانست به جنجالی تبدیل شود، یک پایان خوش و شاد ساخت. آرامش و عشق، به جای نفرت و دعوا. شما با این همراهی به او این پیغام را می دهید که نمی خواهم با تو بجنگم، نمی خواهم بر تو مسلط باشم، نمی خواهم تو را شکست بدهم.

کودکان را در حل مسئله وارد کنید

اگر خودتان را به طور مکرر درگیر مباحث قدرت نمایی در مورد یک مسئله می بینید، سعی کنید با هم مشکل را حل کنید. به دنبال یک راه حل مورد توافق طرفین باشید که بتوانید به جنگ قدرت خاتمه دهید. به قول معروف آن را به یک توافق برنده-برنده تبدیل کنید.

تجربه پدر و مادر را خواندم که اصرار داشتند اتاق دختر نوجوانش هر روز تمیز شود. در عین حال، این نوجوان احساس می کرد که تمیز کردن روزانه اتاقش غیر منطقی است و آنها تقریباً هر روز در مورد این موضوع بحث می کردند. سرانجام، آنها با هم مشکل حل کردند و به مصالحه رسیدند. مادرش موافقت کرد که درب اتاق نوجوان در طول هفته بسته باشد و آن نوجوان هم موافقت کرد که در آخر هر هفته اتاق خود را تمیز کند. این توافق تمامی مجادلات و مباحثته ها را خاتمه داد و در نتیجه روابط آنها بهبود یافت.

موضوع مرتبط: مهارت های حل مسئله فرزندتان را به شما آموزش دهید

ارائه گزینه های انتخابی

مراحلی وجود دارد که والدین می توانند از آنها برای افزایش اثربخشی دستورات خود بهره ببرند. به عنوان مثال، انتظارات خود را به وضوح بیان کنید و درخواست های خود را با آرامش مطرح نمایید.

در صورت امکان، دو گزینه ارائه دهید. فقط مطمئن شوید که می توانید با هر دو انتخاب مطرح شده کنار بیایید. به عنوان مثال، اگر کودک شما تازه از بیرون آمده و در حال تماشای تلویزیون است و شما می خواهید که او لباس خود را عوض کند، بگویید “کدام را انتخاب می کنی؟ الان لباس هایت را عوض می کنی؟ یا تا زمان پخش تبلیغات تجاری صبر کنی؟” . هر دو گزینه شما را به خواسته تان می رساند. اما برای یک کودک نافرمان، به نظر می رسد اینکه بتواند تا زمان پخش تبلیغات بعدی صبر کند، پیروزی بشمار می آید.

توجه داشته باشید که گزینه دوم تان تنبیهی نباشد. مثلاً “این اسباب بازی را بردار یا برو اتاقت و تنها باش”.

یک هشدار دهید و یک پیامد ارائه دهید

بعضی اوقات لازم است جریمه و نتیجه ناگواری وضع شود. به جای اینکه مشاجره کنید یا سعی کنید کودک را وادار به انجام کاری کنید، در عین آرامش، یک اخطار بدهید. اگر فرزند شما قانون را رعایت نکرد، عاقبتی مانند از بین بردن امتیازات می تواند بسیار مؤثر باشد.

دختری که دست در گوشش کرده که حرفهای مادرش را نشنود
power Struggles

چندین بار هشدار ندهید!! یا دستورات خود را بارها و بارها تکرار نکنید. به سادگی آن را اعلام کنید “شما می توانید پیروی کنید یا می توانید یک امتیاز را از دست بدهید.” سپس انتخاب را به کودک واگذار کنید.

به عنوان مثال، به جای غر زدن، بحث یا التماس کردن به فرزندتان برای رفتن به تختخواب و خوابیدن، یک هشدار بدهید. مثلاً بگویید: “اگر اکنون به تختخواب نروی، تا ۲۴ ساعت وسیله الکترونیکی (تلویزیون، لبتاپ، گوشی، PS4 و …) خود را نمی توانی که استفاده نمایی!!” اگر فرزند شما به رختخواب نرفت، وسیله الکترونیکی خود را از دست می دهد و هیچ بحثی هم در مورد آن وجود ندارد. اگر او به تا دیر وقت بیدار ماندن ادامه داد، پیامد طبیعی بیداری اش این است که او فردا خسته خواهد بود.

برای کودکان خردسال، گرفتن امتیازات مثبت میتواند پشتوانه خوبی برای زمان اخراج باشد. اگر فرزند شما از انجام زمان اخراج خودداری کرد، به جای تلاش برای مجبور کردن وی به انجام این کار، به او هشدار دهید. “اگر شما در حال حاضر زمان اخراج را انجام نمی دهی، شما نمی توانید امروز به زمین بازی بروید.” سپس انتخاب را بر عهده او بگذارید.

هرگز او را تهدید به کاری نکنید که نمی توانید انجامش دهید. به عنوان مثال نگویید که برنامه رفتن به خانه مادربزرگ را این هفته کنسل خواهید کرد!! مگر اینکه واقعاً قصد دارید آن را کنسل کنید. اگر تهدیداتی را مطرح ساختید و آنها را انجام ندادید، فرزندتان خواهد آموخت که گفته های شما عملی نیستند.

اگر فرزندتان بزرگ است، آتش بس بدهید:

اگر احساسات فرزندتان دچار تغییر شد، و یا شما سخت گیر شده اید، زمان دیگری را برای صحبت کردن با هم انتخاب کنید که هر دوی شما آرام تر بوده و پذیرای سخن هم باشید.

اگر فرزندتان کوچک است، صحنه را به بازی تبدیل کنید:

در صورتیکه فرزندتان سن و سال زیادی ندارد، در زمان نافرمانی و شروع شدن جنگ قدرت، صحنه را غیر جدی و فانتزی کنید. به عنوان مثال زمانی که دختر خردسالم ریحانه مقاومتی را آغاز می کند، بازی تاتر گونه ای با او آغاز می شود که مزمون آن در اساس چیز دیگری است ولی به سمت همان هدف حرکت می کنیم. مثلا نقش دوستی هم سن خودش را بازی می کنیم که بلد نیست مسواک بزند و از او می خواهد که مسواک زدن را یادش بدهد. او نیز همراه این بازی مسواکش را می زند.

در خصوص علی فرزند ۹ ساله ام یک بازی داستان گونه آغاز می کردیم که توجه و حواس او را از آن موضوع پرت کنیم تا از مقاومتش کاسته شود. مثلا عصبانیت او بر سر صبحانه را با استفاده از یکی از آدمهای لگویی برطرف می کردیم که به هر چه دست می زند آن را آنالیز می کند و می گوید از چه موادی تشکیل شده است. البته باید اذعان کنم که همسرم در ابداع این خلاقیت ها سرآمدی است.

به او حس قدرت داشتن بدهید:

در میان این بحث ها با خود بیاندیشید که آیا می توانید به او قدرن بیشتری بدهید. یادتان می آید ؟ بی انضباظ ترین شاگردان مبصران کلاسها بودند؟. به عنوان مثال، به جای بحث در خصوص بستن کمربند ماشین، او را مسئول کنترل کمربند بستن بقیه کنید. به همین راحتی.

قدرت نه گفتن:

بعصی از والدین تصور می کنند که فرزندشان نباید نه بگویند و یا به خود اجازه دهند که سوال بپرسند. در واقع اینچنین نیست، به آنها یاد دهیم که با احترام نه بگویند و سوال بپرسند. در حقیقت در آنها بی ادبی و بی احترامی نهادینه نکنیم.

در نظر داشته باشیم که اگر کودکان خود را تحت سلطه و بی قدرت بیابند، به دنبال کسب آن از طریق انتقام بر می آیند. آنها به دنبال ضربه زدن به دیگران بر می آیند و البته اغلب خودشان بیشترین ضربات را خواهند خورد. انتقام در سنین پایین به عنوان مثال نظیر ریختن غذا، اذیت کردن خواهر و برادر و همکلاسی و … بروز می کند و در سنین ۱۵-۱۶ سال بصورت دعوا، مواد و الکل و رابطه با غیر همجنس و … اتفاق خواهد افتاد.

زمانیکه فرزندانمان دچار جنگ قدرت و انتقام جویی می شوند، در اغلب موارد دارای حس بی قدرتی بوده و راه سالم و مثبتی را برای مخالفت نمی یابند. اگر می خواهید که فرزندتان در آینده بتواند درست و پر قدرت انتخاب کند، اجازه دهید که داشتن قدرت را بصورت مفید و صحیح تجربه نماید.

منابع:

  1. https://www.verywellfamily.com/how-to-avoid-power-struggles-with-children-1094751
  2. خودم
  3. https://www.psychbytes.com/prevent-power-struggles-involve-to-solve/
  4. https://www.positiveparenting.com/dealing-with-power-struggles/

2 دیدگاه‌ها

  1. سلام
    سپاسگزارم از مقاله ی جامع و کامل تون
    عالی بود
    فقط من زمان اخراج را متوجه نشدم

    “برای کودکان خردسال، گرفتن امتیازات مثبت میتواند پشتوانه خوبی برای زمان اخراج باشد.”

    اگر ممکنه توضیح بدهید.

    • سلام، ممنون از اینکه مقاله را مطالعه کردید. زمان اخراج در حقیقت زمانی است که کودک برای چند دقیقه می بایست آن محیطی که بوده است را ترک کند. مثل اخراج می باشد که دارای زمان می باشد. مثلا برای ۵ دقیقه از محل اخراج می شود تا ضمن بررسی حالت، افکار و احساسات خود، بر خود مسلط گردد. کودکان برای اینکه امتیازات مثبتی را که جمع کرده اند را از دست ندهند، ترجیح می دهند که چند دقیقه اخراج شوند.
      این کار برای فضاهایی توصیه شده است که کودک دچار خشم، قلدری، گفتن یک حرف نادرست و به طور کلی یک کار بد شده است. بنظرم بهتر است که ما بزرگتر ها نیز برای کنترل احساسات و افکار خود در بعضی صحنه های زندگی، از محیط وقوع این حوادث برای مدتی خارج شویم و بعد با آرامش و تسلط بیشتری برگردیم.
      حتما در این خصوص مطلبی را خواهم نوشت. ممنون

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید